عبدالله مستوفى
172
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
ورود به خانه برادرم ، حاجى ميرزا فتح اللّه خان ، منزل و ميرزا احمد خان منشور - الملك نزد او بود . با آقايان لوازم روبوسى مسافرت و عيد به عمل آمد . بلافاصله خدمت مادرم كه عمدهء مقصود اين سفر ديدار او بود ، رسيدم . فردا صبح خبر ورود من منتشر و دوستان و آشنايان از هر طبقه و صنف بديدار من آمدند . سه چهار روز از صبح تا آخر شب صرف اين ديدنها شد و برحسب رسم زمان هر كس نزديكهاى ظهر مىآمد ، نهار هم دعوتش كرده نميگذاشتيم برود . اوضاع عمومى ايران و مقدمهء تشكيل انجمنها اوضاع سياست تغيير كرده است ، محمد عليشاه در اين دو سه ماههء سلطنت خود حساب كار خود را كرده و بدستور پارهاى از درباريان ، تصور كرده است كه ميتواند دادههاى پدرش را پس بگيرد . ولى اين كار با صدارت مشير الدوله ، بخصوص با حسن و حسينش ، منافات دارد ، با اينها نميشود بر ضد مشروطه اقدامى كرد . امين السلطان مرد اين ميدانست و بس كه هم سابقه دارد و هم نفوذ ، با او ميتوان همه كارى را انجام داد . مشير الدوله مطلب را احساس كرده و بعنوان پيرى و خستگى ، از صدارت استعفاء داده وزرائى كه بودهاند بر سر كار ماندهاند . وزارت داخله كه ادارهء آن با صدر اعظم بود ، به وزير افخم ، سلطان على خان ، محول گرديد و امين السلطان را براى صدارت از اروپا احضار كردند « 1 » . احضار امين السلطان آزاديخواهان واقعى را بتشويش انداخت ، ولى اكثريت مردم اميدوار بودند كه تجربه و نفوذ او بتواند شاه را هم از خر شيطان پائين بياورد . درهرحال با وجود پذيرفته شدن اصل پارلمانتر و مسئوليت وزراء و عدم مسئوليت شاه و قيد آن در قانون اساسى ، وزيرهاى بىرئيس الوزراء در تحت امر شاه در مدت يكى دو ماه مشغول كارهاى خود بودند . مجلس از اين بىترتيبى غرغر ميكرد ولى كسى گوش به اين حرفها نميداد . مردم هم براى پشتيبانى و حمايت قانون اساسى ، بانجمنسازى مشغول شدند تا اگر بعد از آمدن امين السلطان حادثهاى پيش بيايد ، از وكلاى خود دفاع نمايند . اين انجمنها ابتدا سرى بود ولى بعدها علنى شد . هر صنف و هر محله انجمنى داشت كه هر شب دائر ميشد . مردم محل ساعتهاى اول شب را در اين انجمنها ميگذراندند و پرچانههاى اهل محل خودنمائى ميكردند ، مدتى وقت اين انجمنها صرف نظامنامهء داخلى خود ميشد . توضيح خواستن حسين عمر سبزى فروش در سرچشمه انجمنى تشكيل شده ، نظامنامهء انجمن كه بايد ماده بماده بتصويب اكثريت اعضاء برسد ، مطرح و يكى از مواد اين بود كه « هيچكس نبايد نطق هيچيك از ناطقين را قطع كند ، اگر نطق ناطق با عقيدهء كسى مخالفت دارد ، بايد صبر كند تا نطق او تمام شود ، آنوقت باجازهء رئيس برخاسته مخالفت خود را اظهار نمايد . »
--> ( 1 ) - تمام اين وقايع در همين دوازده روزه كه من در راه بودم اتفاق افتاده بود . خبر استعفاى مشير الدوله و وزارت داخلهء وزير افخم و احضار امين السلطان را مسيو كله بلژيكى عضو مركزى گمرك در كوندج به من داد .